عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

102

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

افتاده رستم و طوس و گودرز و گيو و ساير اعيان را با خود برداشته درفش كاويانى را نيز بهمراه برد . پيش قراولان بر پيش قراولان افراسياب تاخته آنانرا منهزم كردند و خسارات هنگفتى به آنان وارد آورده جمع كثيرى از آنان را هلاك ساختند . معسكر كيخسرو در حدود بلخ و اردوى افراسياب بين سغد و بخارا بود تا اينكه باب مخاصمه مفتوح و محاربات عديده خونين بين فريقين اتّفاق افتاد شدائد جنگ همچنان استمرار و مصائب آن استقرار داشت تا جز قليلى از قشون هردو طرف باقى نماند و جمعيّت هردو معسكر رو بتقليل نهاد . گويند آن مخاصمات چهل سال ادامه داشته و قلع و قمع عساكر در بلاد و مردم نيز مؤثّر بوده عاقبت عساكر افراسياب بعقب‌نشينى و قشون كيخسرو به پيشروى پرداخته پس از محاربات عديده كه بيك جنگ بزرگ منتهى گرديد افراسياب و خاصانش منهزما چنان فرار افتضاح‌آميزى كردند كه نه كس نامى از آنان شنيد و نه كس نشانى از آنان ديد . رستم و ساير سران سپاه مظفّر و منصور با غنائم بسيار باردوگاه كيخسرو مراجعت نمودند . افراسياب نيز بكشور خود مراجعت نموده نفس تازه كرد و عساكر متفرّق خويش را جمع‌آورى نمود پس شرحى بفرماندهان قشون خود نوشته مساعدت آنان و تهيّهء مقدّمات جنگ را از آنان تقاضى نمود و خود جز بسان دستجاتى كه در مقرّ وى گرد آمده مساعده و لوازم جنگ ميستاندند بكارى مبادرت نمينمود و آنگاه به راه افتاد و پيران در رأس قشونى بر او سبقت گرفت كيخسرو كه از ورود او بميدان مطّلع شد با قشون بجانب او رفت و گودرز در رأس قسمت كثيرى مقدّم بر قشون حركت كرد . بين اين دو سردار محاربات سخت اتّفاق افتاد كه ذكر جزئيّات آنها موجب بسط كلام و تطويل مقال است عاقبت گودرز و پيران در مخاصمه‌اى يكدگر را ملاقات و پس از گفتگوى بسيار قرار بر اين گذاشتند كه ده تن از هريك از طرفين بجنگ تن‌بتن پردازند و گودرز حريف پيران باشد ايرانيان فائق آمده تركان كشته شدند و پيران بدست گودرز هلاك شد در اين اثنا كيخسرو با قشون خود رسيد . تركان سلاح از تن ريخته كلاه از سر برگرفتند . كيخسرو بر آنان بخشوده در ماندن يا مراجعت باوطانشان مخيّر ساخت جمعى مانده ديگران روانه شدند .